طبقه بندی صدای انسان در آواز

در موسیقی سیستمی وجود دارد که میتوان بر آن اساس جنسهای مختلف صدا (زنان و مردان) را در موسیقی کلاسیک و خوانندگی در اپرا طبقه بندی نمود و همچنین بر آن اساس شیوه های خواندن در سالنهای اپرا و تالارهای اجرا، رنگ و حجم صدا (آنهم بدون استفاده از ابزار مصنوعی و تقویت کننده) را طبقه بندی کرد

این سیستم ابزاریست بسیار مفید و کارآمد برای خوانندگان، آهنگسازان، منتقدان و حتی شنوندگان تا با شناخت این قواعد پی به پتانسیل های بسیار بالای صدای انسانی برده و همچنین بتوانند با فهم بیشتری با موسیقی اجرا شده ارتباط برقرار کنند.

در این سیستم تغییر پذیری آنچنانی وجود ندارد و ثبات در آن حرف اول را میزند، پس روش خوبی است برای شناسانی خوانندگان جوان و شناخت رنگ صدای آنان و اینکه به کدام دسته تعلق دارند.

خواننده باید رپرتوار مناسب با توانایی خود انتخاب نماید. برخی از خوانندگان مانند Enrico Caruso، Rosa Ponselle، Joan Sutherland، Maria Callas یا Plácido دارای صدایی هستند که قابلیت های بسیار بالایی از نظر اجرا دارا میباشند.

برخی دیگر از خوانندگان مانند Shirley Verrett یا Grace Bumbry قابلیت تغییر نوع از نظر حجم و رنگ صدا را دارا میباشند و حتی اجرای قطعه ای بالاتر از توان و ظرفیت صدای طبیعیشان را دارند.

برخی از وظایفی که به یک خواننده داده میشود غیر قابل رده بندی از وجه مورد نظر ما میباشند و گاهی آوازی غیر معمولی خواسته میشود، بسیاری از آثار موزار بدین گونه بوده است (در بخش آوازی) و برخی از آثار اخیر وردی توانایی بسیار بالایی را از نوازنده طلب میکند.

به ترتیب از بالاتری ترین محدوده صوتی به پایینترینصدای انسان به این دسته ها تقسیم میشوند (میتوانید بر روی هر ژانر کلیک کرده و نمونه ای از صدا را بشنوید):

ادامه نوشته

ساختار دف

 

پیکر دف از تألیف شش بخش مجزا حاصل میگردد :

1-)کمانه :

چوبی غالبا" از جنس درخت بید به طول 170 سانتی متر و عرضی بین 5 تا 5/6 سانت است که دو سر آن را در حالت مماس بر یکدیگر نصب می کنند.د رنتیجه حلقه ای چوبین حاصل میگردد که قطر آن غالبا" 50 تا55 سانتی متر می باشد . ضخامت این چوب از سمت بیرونی آن 5/1 سانت بوده و در سوی دیگر که محل نصب پوست می باشد با عمل پخ زدن به 2 تا 3 میلی متر می رسانند این عمل باعث می گردد تا صدای پوست در ناحیه ی کناره ساز کیفیت مطلوبی داشته باشد. همچنین بر روی کمانه فرو رفتگی کوچکی برای قرار گرفتن انگشت شست دست چپ تعبیه میگردد که شستی نامیده می شود . شستی موجب می شود تا کمانه راحت تر در دست نوازنده قرار گیرد.

انواع کمانه :

  الف: یک کمه ، کمانه ی یک کمه تنها از یک لایه چوب به ضخامت 5/1 سانت تشکیل می شود و مزیت آن سبک بودنش است .

ب: دو کمه ، کمانه ی دو کمه از دو لایه چوب به ضخامت نهایی 5/1 سانت که لایه ها بر روی هم پرس شده تشکیل می گردد. این چوب از حجم بالاتری برخوردار است ومقاومت بیشتری نسبت به کج شدن در مقابل فشار پوست دارد.

2-) پوست :

پوست دف را می توان از حیوانات مختلفی نظیر آهو ، بز ، بزکوهی ، میش و ماهی تهیه نمود که غالبا" از پوست بز و میش  بدلیل صدا دهی مطلوبشان استفاده میگردد.

پوست ساز باید ویژه گیهای زیر را دارا باشد:

الف ) پوست باید کهنه باشد بطوری که اگر قسمتی از آن را تر کنیم هیچ بویی از آن متصاعد نگردد.

ب) ضخامت پوست باید در تمام نقاط آن یکسان بوده و کلفت و نازک نشده نباشد .

ج) رنگ آن نیز باید یکنواخت بوده و دانه دانه و تگرگی نشده باشد.

د) موها وزوائد پوست با قرار گرفتن آن در آب گرفته شود و استفاده از آهک و مواد شیمیایی دیگر موجب آسیب رسیدن به کیفیت پوست می گردد.

3- ) گل میخ :

اتصال پوست بر روی کمانه به وسیله ی میخهای سر تختی شبیه به پونز که از جنس برنج ، مس و یا آهن می باشند انجام می پذیرد

4- ) قلاب :

در داخل کمانه میخها ی کج شده ای به شکل قلاب کوبیده می شود تا حلقه ها توسط آن آویخته شوند . این قلابها به فاصله 3 سانت از پوست و با فاصله یک سانت از یکدیگر تعبیه می گردند.

5- ) حلقه یا زنجیر :

حلقه هایی به قطر 2 سانتیمتر که از جنس برنج ، مس یا آهن هستند در دسته های چهارتایی به قلابها وصل می گردند که نوازنده با تکان دادن دف صداهای مختلفی توسط آنها ایجاد مینماید .

6- ) تسمه ی چرمی :

از تسمه چرمی برای دف نوازی های طولانی که موجب خستگی مچ دست نوازنده می گردد استفاده می شود به گونه ای که نوازنده تسمه نصب شده در قسمت داخلی کمانه را به مچ دست چپ خود بسته و بدین ترتیب فشار کمتری به دست او وارد می گردد . معمولا" در خانقاه ها و مراسم ذکر و سماع که نوازنده برای مدت طولانی ناگزیر به نواختن بوده وجود تسمه ی چرمی ضروری میگردد.

                               چون قدسیان در آسمان با دف ثنایت می کنند

                               حق حق زنان هو هو کنان با دف صدایت می کنم

 برگزیده از کتاب افسانه دف

از سنطور تا سنتور

سنتور، يا آنچنان كه استاد ابوالحسن خان صبا (۱۳۳۶ - ۱۲۸۲) گاه مى نوشت: سنطور، در سالهاى پايانى عصر قاجار،سازى تقريباً فراموش شده و رو به نابودى بود. سازهاى اصلى، تار و تنبك و كمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد كمى سنتور مى نواختند و تعداد كمترى نيز سنتور مى ساختند و مى آموختند.
 

 

 


ادامه نوشته

سازشناسی-ویلن

ويلن :

      ارجحترين ساز ميان زهي ها با ميدان صوتي بسيار گسترده است ، درخشان ، روشن وبسيار چابك بوده با طيف وسيعي از طنين هاي غني ، زنگدار ، خشن ، ارامش بخش و.... ميباشد و به همين دليل امكانات گسترده اي را در اختيار اركستر ميگذارد.

ويلن سازي است كه تمامي فواصل كروماتيك عربي و فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را به راحتي اجرا ميكند .اين ساز داراي چهار سيم است و در هنگام نواختن روي شانه چپ نوازنده قرار ميگيرد ، ويلن به وسيله ارشه نواخته ميشود ، اين ساز چه به صورت تكنواز و چه به صورت هم نواز مهمترين عضو اركسترهاي كوچك و بزرگ محسوب ميشود.

در همنواز اركسترهاي بزرگ ويلن به دو گروه ويلن يك و ويلن دو تقسيم ميشود كه كار گروه ويلن يكها اجراي ملودي اصلي و نقش ويلن دومي ها هارموني قطعه ميباشد .

بسياري از اهنگسازان بزرگ جهان معتقدند كه ويلن قادر است انواع پاساژهاي تند و تزئيني و ماهرانه را به راحتي از هر ساز ديگر بهتر اجرا كند و البته از اين ساز به علت چابوكيش در ملودي هاي پر تحرك بسيار استفاده ميشود .

توضيحي درباره تاريخچه ويلن:

  شايد ابتدا اين مسئله به نظر برسد كه ما بر اين راستا هستيم كه در مقوله ساز شناسي به صورتي گذرا و مختصر از معرفي سازهاي مختلف بگذريم اما ما در نظر داريم در معرفي هر ساز بسيار موشكافانه برخورد كنيم و همچون يك سايت تخصصي يك ساز تمامي مطالب گفته و نا گفته يك ساز را بيان كنيم با اين حساب ممكن است معرفي يك ساز و اساتيد ان در داخل و خارج از كشور به دراز بكشد واين از سر وسواس ما براي ارائه يك دايره المعارف كامل موسيقي است كه شايد در نوع خود منحصر به فرد نيز باشد بنابراين دست تمامي كساني را كه در رشته هاي نوازندگي سازهاي كلاسيك به هر صورت فعاليت دارند ميفشاريم و از همه انها براي همكاري نزديك وصميمانه دعوت ميكنيم باشد كه اين حركت سبب پيشرفت و معرفي موسيقي كلاسيك در ايران باشد.

ادامه نوشته