آن یار که عهد دوستداری بشکست
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۸۸ ساعت توسط امیر عباس شیرازی
|
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامان در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
خدایا،